-
حُسن، گویند
چهارشنبه 3 شهریورماه سال 1389 14:17
حُسن، گویند چون دیده شود دل برباید تو بدین حُسن، دل از دیده و نادیده ربایی شوریده شیرازی
-
فکر آن باشد
سهشنبه 2 شهریورماه سال 1389 19:14
فکر آن باشد که بگشاید رهی راه آن باشد که پیش آید شهی
-
دیروز تو را دیدم
سهشنبه 2 شهریورماه سال 1389 16:38
دیروز تو را دیدم و از شوق نمردم جان می دهم امروز، پشیمانی من بین صنیعی نیشابوری
-
ز کویش دربدر کردی
دوشنبه 1 شهریورماه سال 1389 19:35
ز کویش دربدر کردی مرا ای مدعی آخر تو همچون من ز کوی او الهی دربدر گردی بکام غیر می گردی، نمی گردی بکام ما اگر خواهی چنین گردش کنی، ای چرخ برگردی
-
به بی صبری
دوشنبه 1 شهریورماه سال 1389 14:39
به بی صبری مراد از هیچ یاری بر نمی آبد ز دست صبر هم دیدیم کاری بر نمی آید سام میرزا
-
آن کس که به خوبان
یکشنبه 31 مردادماه سال 1389 20:14
آن کس که به خوبان لب خندان داده است خون جگری به درد مندان داده است گر قسمت ما نداد شادی٬غم نیست شادیم که غم هزار چندان داده است
-
به فریاد نگاهم گوش کن
یکشنبه 31 مردادماه سال 1389 20:03
به فریاد نگاهم گوش کن گر بسته ام لب را که با چشم سخنگویت هزاران گفتگو دارم ابولحسن ورزی
-
آنکه بیش از همه
یکشنبه 31 مردادماه سال 1389 12:42
آنکه بیش از همه با من دم یاری می زد دست برداشت ز من روز گرفتاری من گلبن
-
ای برادر
جمعه 29 مردادماه سال 1389 18:05
ای برادر تو همه اندیشه ای ما بقی را استخوان و ریشه ای
-
به قطره قطره اشک تو
جمعه 29 مردادماه سال 1389 13:35
به قطره قطره اشک تو خدا نظاره می کند به وقت گریه ها چرا خدا خدا نمی کنی؟ سهیلی
-
در محفل خود
پنجشنبه 28 مردادماه سال 1389 19:19
در محفل خود راه مده همچو منی را افسرده دل افسرده کند انجمنی را
-
آواز عاشقانه ما
پنجشنبه 28 مردادماه سال 1389 13:35
آواز عاشقانه ما در گلو شکست حق با سکوت بود صدا در گلو شکست
-
آه مظلومان
چهارشنبه 27 مردادماه سال 1389 20:01
آه مظلومان چو آتش در میان پنبه است چون فتد اینجا به آنجا هم سرایت می کند فرخی یزدی
-
در کوی تو معروفم
چهارشنبه 27 مردادماه سال 1389 13:16
در کوی تو معروفم و از روی تو محروم گرگ دهن آلوده یِ یوسف نَدَریده
-
استخوان سر فرهاد
سهشنبه 26 مردادماه سال 1389 20:48
استخوان سر فرهاد فرو ریخت ز هم دیده اش در ره شیرین نگران است هنوز عبرت نائینی
-
ای خوشا با فرق خونین
سهشنبه 26 مردادماه سال 1389 16:43
ای خوشا با فرق خونین در لقای یار رفتن سرجدا پیکر جدا در محفل دلدار رفتن
-
گفتا زنهار غم مخور
سهشنبه 26 مردادماه سال 1389 14:10
گفتا زنهار غم مخور به روز کسان ای بسا کسا که به روز تو ارزومند است رودکی
-
من آن روزی که چون شبنم
سهشنبه 26 مردادماه سال 1389 02:14
من آن روزی که چون شبنم عزیز آن چمن بودم تو ای باد سحرگاهی، کجا در بوستان بودی؟
-
داشتم خوش حالتی امشب
یکشنبه 24 مردادماه سال 1389 20:17
داشتم خوش حالتی امشب میان کفر و دین دیده مشغول بت و، دل گرم استغفار بود
-
سرنوشتم اگر اینست که می بینم
یکشنبه 24 مردادماه سال 1389 16:02
سرنوشتم اگر اینست که می بینم حکم تغییر قضا را به که باید گفت؟ آی خط خوردگی صفحه پیشانی من! این همه خط خطا را به که باید گفت؟
-
زمانه پندی ازاد وار داد مرا
یکشنبه 24 مردادماه سال 1389 14:22
زمانه پندی ازاد وار داد مرا زمانه را چو نکو بنگری همه پند است رودکی
-
دستم بگیر که این دست
یکشنبه 24 مردادماه سال 1389 01:12
دستم بگیر که این دست همان است که من سال ها از غم هجران تو بر سر زده ام
-
تا نگرید طفلک حلوا فروش
شنبه 23 مردادماه سال 1389 19:41
تا نگرید طفلک حلوا فروش دیگ بخشایش کجا آید به جوش
-
تا بوده چشم عاشق
شنبه 23 مردادماه سال 1389 13:46
تا بوده چشم عاشق در راه یار بوده بی آنکه وعده باشد در انتظار بوده ضمیری
-
پدرم گفت و چه خوش گفت
چهارشنبه 20 مردادماه سال 1389 19:04
پدرم گفت و چه خوش گفت که در مکتب عشق هر کسی لایق آن نیست که بردار شود شالبافان
-
از بس که شکسته
چهارشنبه 20 مردادماه سال 1389 13:48
از بس که شکسته، باز بستم توبه فریاد همی کند ز دستم توبه دیروز بتوبه ای شکستم ساغر و امروز بساغری شکستم، توبه سلمان ساوجی
-
دل خاک سر کوی وفا شد
چهارشنبه 20 مردادماه سال 1389 02:18
دل خاک سر کوی وفا شد، چه بجا شد سر در ره تیغ تو فدا شد، چه بجا شد چون سایه به خاک قدمت جبهه ما را یک سجده بصد شکر ادا شد، چه بجا شد چون سایه سر راه دو رنگی نگرفتیم روز سیه ما شب ما شد چه بجا شد بیدل هندی
-
از گلوی خود بریدن
سهشنبه 19 مردادماه سال 1389 22:48
از گلوی خود بریدن وقت حاجت همت است ورنه هرکس وقت سیری پیش سگ نان افکند
-
آنکه باز آید مرا از غم رها سازد تویی
سهشنبه 19 مردادماه سال 1389 15:18
آنکه باز آید مرا از غم رها سازد تویی درد این آوارگی از تن رها سازد تویی اگر خانه دل را ویرانه کرده ست غم انکه این ویرانه را از نو بسازد تویی
-
تا تو مراد من دهی
سهشنبه 19 مردادماه سال 1389 13:06
تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق تو تا تو به داد من رسی، من به خدا رسیده ام