-
از قصّه من و تو
سهشنبه 30 شهریورماه سال 1389 19:47
از قصّه من و تو در شهر های و هوئی است من عاشقم تو معشوق این های و هو ندارد
-
یا رب
سهشنبه 30 شهریورماه سال 1389 12:15
یا رب که درچراغِ مزارِ کسی مباد آن قطره روغنی، که ز منت چکیده است نصرت طالشی
-
گر طبیبانه بیایی
دوشنبه 29 شهریورماه سال 1389 22:10
گر طبیبانه بیایی بر سر بالینم به دو عالم ندهم لذت بیماری را
-
ره سپردیم به پای مژه
دوشنبه 29 شهریورماه سال 1389 18:11
ره سپردیم به پای مژه تا ملک جنون برو ای عقل که همراهی ما کار تو نیست!
-
می سوزم و می سازم
دوشنبه 29 شهریورماه سال 1389 14:25
می سوزم و می سازم و فریاد رسی نیست با این همه اندوه دادرسی نیست شب آمدو شب آمدو بس ناله جانسوز افسوس که می میرم و فریاد رسی نیست
-
نــازی کـه ز لبـخـنـد
دوشنبه 29 شهریورماه سال 1389 00:09
نــازی کـه ز لبـخـنـد گـل یــاس هـویــداســت زیبائی عشق است که در چشم تو پیداست
-
یاد باد آن که ز ما
یکشنبه 28 شهریورماه سال 1389 16:09
یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد به وداعی دل غم دیده ما شاد نکرد
-
آنچه در مدرسه
یکشنبه 28 شهریورماه سال 1389 01:55
آنچه در مدرسه یکعمر بیندوختمی به یکی عشوه ی ساقی، همه بفروختمی
-
متاع جوانی
شنبه 27 شهریورماه سال 1389 13:13
جوانی چنین گفت روزی به پیری که چون است با پیری ات زندگانی؟ بگفت اندر این نامه حرفی است مبهم که معنیش جز وقت پیری ندانی پروین اعتصامی
-
شراب تلخ می خواهم
جمعه 26 شهریورماه سال 1389 14:12
شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش که تا یک دم بیاسایم ز دنیا و زر و زورش
-
هرگز از لوح دلم
پنجشنبه 25 شهریورماه سال 1389 23:30
هرگز از لوح دلم نقش دل و جان نرود هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود آنچنان مهر تو ام در دل و جان جای گرفت که اگر سر برود از دل و از جان نرود
-
تو را من چشم در راهم....
پنجشنبه 25 شهریورماه سال 1389 19:35
تو را من چشم در راهم شباهنگام که می گیرند در شاخ تلاجن شاخه ها رنگ سیاهی وزان دل خستگانت راست اندوهی فراهم؛ تو را من چشم در راهم . شباهنگام ٬ در آن دم ٬ که بر جا ٬دره ها چون مرده ماران خفتگان اند؛ در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام ٬ گرم یاد آوری یا نه ٬ من از یادت نمی کاهم ؛ تو را من چشم در راهم نیما
-
بهار شیراز
پنجشنبه 25 شهریورماه سال 1389 19:29
من در کنار باغ کنم ساعتی درنگ تا دلنواز من خبر از گلشن آورد آید دوان دوان و نهد بر کنار من آن نرگس و بنفشه که در دامن آورد لطفعلی صورتگر
-
دوستی با هر که کردم
پنجشنبه 25 شهریورماه سال 1389 15:59
دوستی با هر که کردم دشمنم شد، ای دریغ! مشکل از هر کس گشودم شد به آنی نا رفیق!
-
دانی چه زمان
پنجشنبه 25 شهریورماه سال 1389 00:32
دانی چه زمان دین و دلم دزدیدی آن لحظه که دزدیده نگاهم کردی
-
رازهای عاشقانه
چهارشنبه 24 شهریورماه سال 1389 19:47
افروخت که افروختنم آموزد آموخت که آموختنم آموزد چون این همه کرد روی بنهفت و برفت تا در غم خود سوختنم آموزد نیما یوشیج
-
دنگ٬دنگ
چهارشنبه 24 شهریورماه سال 1389 19:40
دنگ ....دنگ..... ساعت گیج زمان در شب عمر می زند پی در پی زنگ زهر این فکر که این دم گذر است می شود نقش به دیوار رگ هستی من . لحظه ام پر شده از لذت یا به زنگار غمی آلوده است. لیک چون باید این دم گذرد٬ پس اگر می گریم گریه اما بی ثمر است. و اگر می خندم خنده ام بیهوده است . دنگ....دنگ.... لحظه ها می گذرد. آنچه بگذشت نمی...
-
نشنو از نی
چهارشنبه 24 شهریورماه سال 1389 18:34
نشنو از نی ، نی حصیری بی نواست بشنو از دل ، دل حریم کبریاست
-
گفتنی را ....
سهشنبه 23 شهریورماه سال 1389 18:30
گفتنی را فرصت گفتار نیست دیدنی را رخصت دیدار نیست با حریفی از امانت دم زدم گفت اینجا یک امانتدار نیست حسن شعبانی
-
یک جهان برهم زدم
سهشنبه 23 شهریورماه سال 1389 13:18
یک جهان برهم زدم و ز جمله بگزیدم تورا من چه میکردم به عالم گرنمی دیدم تورا فیاض لاهیجی
-
هر که شد محرم دل
سهشنبه 23 شهریورماه سال 1389 01:56
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند وانکه این کار ندانست در انکار بماند
-
نیکی و بدی که....
دوشنبه 22 شهریورماه سال 1389 17:26
-
آسمان چون سیل مشتاقان
دوشنبه 22 شهریورماه سال 1389 15:27
آسمان چون سیل مشتاقان پریشان میکند درشگفتم من نمی پاشد زهم دنیاچرا
-
وارداتی که به دل می رسد
یکشنبه 21 شهریورماه سال 1389 22:20
وارداتی که به دل می رسد از عالم غیب روح و ریحان من و روضه رضوان من است
-
در دهر کسی....
یکشنبه 21 شهریورماه سال 1389 19:38
در دهر کسی به گل عذرای نرسید تا بر دلش از زمانه خاری نرسید در شانه نگر که تا به صد شاخ نشد دستش به سر زلف نگاری نرسید
-
شرط عاشق نیست
یکشنبه 21 شهریورماه سال 1389 14:03
شرط عاشق نیست با یک دل دو دلبرداشتن یا زجانان یا زجان باید که دل برداشتن ًقاآنی
-
از سخن چینان شنیدم
یکشنبه 21 شهریورماه سال 1389 02:01
از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم سیلی هم صحبتی از موج خوردن سخت نیست صخره ام هر قدر بی مهری کنی می ایستم
-
هر جا که دری بود زدم
شنبه 20 شهریورماه سال 1389 18:26
هر جا که دری بود زدم در طلب دوست ویلان شود این دل که چنین در به درم کرد
-
می روم تا که نهان سازم
شنبه 20 شهریورماه سال 1389 14:49
می روم تا که نهان سازم راز این خواهش سوزان را نتوانم که برم از یاد هرگز آن مرد هوسران را
-
آرزو در طبع پیران
شنبه 20 شهریورماه سال 1389 02:56
آرزو در طبع پیران، از جوانان هست بیش در خزان یک برگ، چندین رنگ پیدا می کند طاهر وحیدالزمانی